لامرد از شمال و شمال شرقی به شهرلار، از جنوب و جنوب شرقی به شهرستان پارسیان (گاوبندی) و شهرستان بندر لنگه، واز شرق به شهرستان بستک و از طرف غرب به شهرستان مهر محدود میشود و این محدوده و حریمی است که در آن هنوز تیلهبازی یک بازی دوستداشتنی و سرگرمکننده به شمار ميرود.کافیست در حین گذر از جاده از پنجره به بیرون نگاهی بیندازید.جمعی را میبینید که در زمینهای خاکی مشغول انداختن تیله در گود یا همان مات یا چال هستند.این مرز داخلی تیلهبازی در سرزمین جنوبی ايران است اما آنهایی که طرفدار تیلهبازی هستند و بر اثر جبر روزگار بار هجرت بستهاند و بر لنجهای خلیج فارس سوار شدهاند و در یکی از سواحل آنسوی آب بار هجرت را بر زمین گذاشتهاند و لباس کار بر تن کردهاند، هنوز به این بازی میپردازند و دلبسته گلولههای شیشهای هستند.خیلی از لامردیها که در شهرهای شیخنشین امارات مشغول به کار و زندگی هستند، در روز تعطیل آخر هفته در میان تپهماهورهای شنی جایی را برای قرار بازی خود مشخص كردهاند و به بهانه هلبازی و بردن همدیگر از حال و اوضاع یکدیگر خبردار میشوند.
گود خندق به قدمت 40 سال
از چند نفر از مردم این شهر سراغ تیلهبازهاي قدیمی را میگیريم؛ باید تا عصر صبر میکرديم.زمانی که بیشتر ادارهها و کسب و کارها تعطیل شود.آن موقع در بیشتر زمینهای خاکی اطراف شهر و زمینهای کشاورزی جمعی از مردم را میتوان دید که به این بازی میپردازند.باید برای پیدا کردن این جمع به گود خندق میرفتيم.از میدان اصلی شهر لامرد یک کیلومتری دور میشویم.راننده در یکی از جادههای فرعی میپیچد بعد از عبور از جلوی در چند خانه در کنار چند اتومبیل پارک میکند.در میان اتومبیلها همه مدل اتومبیل پیدا میشود.از اتومبیل معمولی قشر کارمند تا ماشینهای نسبتا گرانقیمت تولید داخل و حتی چند خودرو که از آنسوی آب آورده شدهاند، ديده ميشود.
کنار یک مزرعه کشاورزی، زمین خاکی صافی قرار دارد که به آن خندق میگویند.جمعی از مردم لامرد سالهاست که در این ساعت از روز اینجا جمع و مشغول تیلهبازی ميشوند.
بعد از حال و احوالهای اول هر دیدار، آنها به ادامه بازی میپردازند و ما به تماشای آنها.انگار نه انگار پیرمرد رئیس یکی از ادارههای شهر است و آن یکی معلم بچههای این شهر و دیگری کارمند بانک است، آن که بخوبی تیله حریف را نشانه میگیرد تا ساعتی قبل در اداره خود لباس سبز نظامی به تن داشته و آن یکی کارمند شهرداری است.در میان جمع آنها فقیر و غنی پیدا میشود.اما در هنگام بازی پستها و سمتها از یاد میرود و جای خود را به یار یا حریف تیلهبازی میدهد.
«یعقوب حیرانی» مردی درشتهیکل و آرام است که در کنار زمین ایستاده و به تماشای بازی دوستان خود ایستاده است.او درباره حضور خود در این زمین میگوید:«این جمعی که در اینجا میبینید سالها است که بعد از فارغ شدن از کار روزانه به اینجا میآیند و هلبازی میکنند.» او به کودکانی که در گوشه زمین تیلهبازی میکنند، اشاره میکند و میگوید:«این جمع که میبینید روزی همسن و سال این کودکان بودند و اینجا هلبازی میکردند وامروز هر یک با موقعیت اجتماعی و شغلی متفاوت بازهم اینجا جمع میشوند و هلبازی میکنند.»
پیرمردی روی صندلی سیار خود نشسته و همانطور که چشم به بازی دارد، یک گوش هم به صحبتهای یعقوب دارد و وارد صحبت ما میشود، میگوید:«معمولا ما تمام روزهای سال را به غیر از روز عاشورا اینجا جمع میشویم و بازی میکنیم.» «حاج حسین بدری» با دست خانههای روبهرو را نشان میدهد و ادامه میدهد:«ما تمام روزهای سال تا غروب آفتاب و تا تاریکی هوااینجا بازی میکنیم. اما در ایام ماه مبارک رمضان، از آن خانهها چراغ میکشیم و اینجا، بعد از نماز و افطار تا ساعتی به هلبازی میپردازیم.»
سوغاتی به نام تیله
آفتاب کمکم به پشت کوههای جنوبی لامرد میرود.ولی تازه صحبتهای ما گل انداخته است.وقتی درباره ماهرترین تیلهبازهای اینجا میپرسيم، «رضا حیدری» همان رانندهای که ما را به اینجا آورد، میگوید: «یکی از هلبازهای ماهر در لامرد و روستاهای اطراف یک بنا است بهنام «حاجیمحمد حاجیزاده» که اهل روستای تورمان است.» آن طور که رضا از مهارت او در هلبازی میگوید:«حاج محمد از فاصله 2 تا 3 متری به راحتی هل حریف را میزند.البته یکی از مزرعهدارها هم خیلی خوب هلبازی میکند.محمد فیروزی هم با اینکه 40 سال بیشتر ندارد ولی به خوبی حاجمحمد بازی میکند.»
رضا اکنون راننده شرکت نفت است ولی به یاد میآورد که در دوران کودکی جلوی در خانه آنها زمین خاکی بود که تمام بچههای محل آنجا تیلهبازی میکردند.«آنقدر تعداد بچهها زیاد بود که به نوبت بازی میکردیم.اما الان خیلی کمتر شده است.اگر هم کسی بازی كند، بیشتر بچههای دیروز هستند که امروز بزرگ شدهاند.»
تیله از جنس شیشه است که معمولاً داخل آن شیء رنگیای قرار داده شدهاست.نام این توپ در نقاط مختلف ایران متفاوت است.اما متداولترین نام آن همان تیله است که گاهی «گلوله» و «گلول» گفته میشود.این توپ شیشهای وسیله بازی «تشر» یا تیلهبازی است.اهوازیها به آن «فِنگ» میگویند و لامردیها و مردم شهرهای اطراف به آن «هل» میگویند.اما شاید جالب باشد اگر بدانید که یکی از مهمترین سوغاتهایی که باباها و برادران این دیار برای نزدیکان خود میآورند، تیله است.وقتی این شنیده را از رضا میپرسيم، سریع آن را تائید میکند و میگوید:«بیشتر تیلههای ایرانی گردی خوبی ندارد و بدست تیلهباز نمینشیند.هر تیله اینجا 100 تومان تا 200 تومان است.تیله خوب را باید از کویت آورد.طوری که هر کس از کویت میآید مقداری تیله برای بچههایش سوغات میآورد.هر بار که بابام از کویت میآید برایم 40 تا 50 تا تیله میآورد.» اینجا هر کس برای خودش چندتایی از این تیلهها دارد.تیلههای پرچمی و 3 رنگ کویتی خیلی خوبند چون برعکس تیلههای ساخت ایران و چین که اکنون در مغازهها فروخته میشود، کاملا گرد و صیقلی هستند.
قوانین جاری در تیلهبازی
هر بازي قاعده و قانون خاص خود را دارد و تیلهبازی هم برای خود قانون و مقرراتی دارد.تيلهبازي از فاصلهاي مشخص، شروع ميشود.در این بلاد تیلهبازی 8 و 6 نفره است اگر یک روز تعداد نفراتی که به گود میآیند به 8 نفر نرسد.آنها با 2 تا تیم 3 نفره هم بازی میکنند با همان 8 گود ولی آن شور، حال 8 نفره را ندارد.در اين بازي، افراد به نوبت تيلههاي خود را به سمت حفرهها مياندازند و کسي که تيله اول را مياندازد حفره اولي مال او ميشود و هر کس که آخر مياندازد حفره آخري مال او ميشود و بايد تيله خود را به آن برساند.
اگربازيکني موفق شود حفره يکي ديگرازبازيکنان رابگيرد،از او يک امتیاز میگیرد. این بازی را باید بر روی زمین خاکی و شنزار بازی کرد.آنها هیچ وقت روی آسفالت گرم و داغ تیلهبازی نمیکنند.چونکه باید تیله در میان پستی و بلندیهای زمین خاکی گیر کند. مگرنه با توجه به مهارت آنها در کمتر از چند دقیقه آنها تمام گودها را فتح و امتیازات کافی را کسب و بازی را ميبرند و ديگر شور و شوقي باقي نميماند.هر کدام زودتر به عدد 12 برسند بازی را بردهاند.زمان مشخصی برای انجام این بازی نیست.یک وقت آنها طي 20 دقیقه 8 گود را فتح میکنند و به امتیاز کامل میرسند و بعضی وقتها هم بیش از 2 ساعت این بازی طول میکشد.
با اینکه در شهر لامرد به مانند بیشتر شهرها چند سالیست که مغازههای گیمنت راه افتاده است و جوانان آن از انواع بازیها و سرگرمیهاي جدید و مدرن مطلع هستند اما باز هم جمعی از مردم در وقت خالی و اوقات فراغت به یک بازی قدیمی و کمهزینه میپردازند.پیر و جوان، کودک و بزرگ، فقیر و دارا، کارمند و کاسب تیلهبازی یا بهقول خودشان «هل بازی» میکنند.اگر چند خط دیگر از این گزارش پایین بیایید، میتوانید با مردان پابهسنگذاشتهای آشنا شويد که با تمام مشغلههای سنی و كاري ساعتی از روز، خودشان را روی خاك یك میدان خاکی رها میكنند تا با یك هدفگیری استادانه، تیلههای تیم خود را بسوی هدف رهنمون كنند.اما همین ابتدا بنویسيم که وقتی از بیش از 20 نفر بدون هماهنگی قبلی درباره تیلهبازی در این دیار پرسیديم همه از بازی معمولی و بدون شرطبندیهای رایج در بازیهای دستهجمعی گفتند؛ فقط بازی، شادی و سرگرمی.
موزهای برای قهرمانان تیلهبازی
سالهاست که برای ثبت خاطرات و افتخارات کسب شده توسط قهرمانان تیلهبازی یک موزه مجهز و زیبا در شهر وایلدوود راهاندازی شده است.در موزه تیلهبازی، وایلدوود، شما شاهد قطعه شعری هستید كه در وصف انگشتان قدرتمندی سروده شده است كه تیلهها را با مهارت فراوان به كار میبردند.همچنین آبنبات چوبی 30سانتیمتری جالبی را میبینید كه با تكه سنگهای كمیاب مرمرین به زیبایی آراسته شده است و قدمت آن به سال 1930 برمیگردد.جالب اینكه اسامی قهرمانان این مسابقات از نفر اول یعنی «بادمك كواد» تا حال حاضر بر روی دیواری نقش بسته است.به عقیده یکی از قهرمانان این مسابقه نوشتن نام او بر روی دیوار به مانند یك جایزه نقدی یك میلیون دلاری ارزش دارد.مورگان كلمن 16 ساله كه در سال 2002 در این مسابقات به قهرمانی رسید معتقد است كه با پیروزی در این مسابقات و ثبت نام او بر روی دیوار، نام او جزیی از تاریخ شده است.
جام جهانی تیلهبازی
چند سال است در میان تمامی بازیها و مسابقات جهانی و تورنمنتهای معتبر بینالمللی، مسابقه جهانی تیلهبازی هم در آنسوی مرزها در میان مردم قاره اروپا و ایالات متحده به راه افتاده است.این قسمت از گزارش تیلهبازی را باید مادرانی بخوانند که همیشه تشر بر سر پسران تیلهباز خود ميزنند که چرا پس از ساعتها بازی در زمینهای خاکی محل، لباسهای آنها خاکی است.در دوره قبل این مسابقات در انگلستان این مردان تیلهباز آلمانی بودند كه در مسابقات جهانی تیلهبازی، عنوان قهرمانی را كسب كردند.در این رقابتها، كه گویا از دهه 30 میلادی در شهر تیزلی گرین انگلستان رایج بوده؛ آلمانیها توانستهاند در مرحله فینال، تیلههای رقیب میزبان خود، یعنی انگلیس را بچولند و در میان 27 تیم حاضر در رقابتها به مقام اول دست یابند.