سال پنجم، شماره چهل و هفتم، بهمن 88
   خاطرات استوديو پتو
   

خاطرات استوديو پتو

مي‌گويد دوست دارد دوباره بچه‌ها را دور هم جمع كند و طرح‌هاي خوبي براي گروه دارد. بااينكه اين‌روزها شديدا درگير آهنگسازي براي سينماست و يكي از آهنگسازان پركار اين حوزه است، اما فكر مي‌كند با شوقي كه دارد بعيد نيست...

شماره : 1840
بازدید : 168

 

- ميثم يوسفي

مي‌گويد دوست دارد دوباره بچه‌ها را دور هم جمع كند و طرح‌هاي خوبي براي گروه دارد. بااينكه اين‌روزها شديدا درگير آهنگسازي براي سينماست و يكي از آهنگسازان پركار اين حوزه است، اما فكر مي‌كند با شوقي كه دارد بعيد نيست «پژواك» را دوباره راه بيندازد. گرچه مي‌دانم اين كار سختي‌ست و شايد فعلا در حد يك آرزو باشد. با امير توسلي در مورد سال‌هاي ابتدايي دهه هفتاد، گروه موسيقي راك «پژواك» و استوديوي معروفش، استوديو پتو گفت‌وگو كرديم.

*چه شد كه نسل شما كه به واقع دومين نسل متصل به دهه پنجاه موسيقي ايران بود سراغ موسيقي پاپ رايج نرفت و به راك روي آورد؟ اين‌طوري نبود كه چون فقط راك گوش كرديم سراغ راك بياييم، ما آن زمان هر موزيكي گوش مي‌كرديم و پيگيرش بوديم و حتي طرفدارش. حتي امروز هم معتقدم كه هرچيزي جاي خودش را دارد. اما ماجراي ما اين بود كه اگر قرار است موزيكي كار كنم چيزي شبيه آن‌چه هست نباشد و از پيگيري اين موضوع در علايق‌مان به موسيقي راك ختم شد. به تيپ‌هاي مشابه خودمان در نمونه‌هاي خارجي گرايش بيشتري داشتيم و به متقدمين‌مان در ايران كه كوروش يغمايي و... بودند. حتي گروه‌هاي ديگري مثل بلك كتز و فريندرز و هم بوندند كه در استاندارد بسيار خوبي در سال‌هاي قبل از انقلاب راك مي‌زدند. به هرحال علاقه شخصي خودم باعث شد كه به اين سمت بيايم.

*از كي «پژواك» راه افتاد؟قبل از پژواك گروهي داشتيم كه در ابتدا اسم نداشت و موسيقي‌مان هم باكلام بود. شاعر و خواننده كار شاهكار بينش‌پژوه بود و كنسرت‌هاي مختلفي هم مثل كنسرت در هتل‌هايت برگزار كرديم. آرش رادان و كسري سبكتكين كه اولين كارش را با ما زد عضو اين گروه بودند. ما كنسرتي در هتل‌هايت گذاشتيم كه كاوه يغمايي و ... نيز بودند. البته پوسترهاي ما بيشتر به اسم شاهكار منتشر مي‌شد. مدتي گروه به همين منوال ادامه مي‌داد كه درنهايت مسير ما و شاهكار از هم جدا شد و من، فرزاد فخرالديني، نويد ذوالفقار، آرش رادان، ميلاد زنده‌نام و ... شديم يك گروه تازه. برادرم حميد توسلي هم بود. البته در كنسرت‌هايمان افراد ديگري هم به گروه اضافه و كم مي‌شدند كه الان در موردشان حضور ذهن ندارم. تا مدتي معمولا توي كنسرت‌ها من پايين مي‌ايستادم و روي استيج نمي‌رفتم.

*چرا؟بيشتر ترجيح مي‌دادم بشنوم و ايرادات موسيقيايي گروه را در بياورم. از آن پايين بهتر متوجه ايرادات كار مي‌شدم. البته در مواقع ضروري هم روي استيج بودم و معمولا هم درام مي‌زدم.

* شكل كارهايتان چطور بود؟ مدل كاري‌مان اين‌طوري بود كه يك نفر يك تمي را در مي‌آورد و باقي گروه شروع مي‌كردند به كار كردن روي آن تم. همه چيز هم در نهايت از فيلتر من رد مي‌شد و به نوعي تنظيم‌كننده قطعات هم بودم. بعدها كنسرتي گذاشتيم كه تهيه‌كننده‌كنسرت بابك چمن‌آرا بود و بعد از آن آرش رادان از ما جدا شد و با اين اتفاق تركيب گروه به هم خورد. كسري كه مدتي با ما نبود دوباره به ما اضافه شد و ميلاد هم به‌جاي آرش گيتار مي‌زد. تا آخرين روزي كه گروه فعاليت مي‌كرد به اين منوال بود. تا سال 81 فكر كنم اين‌طوري ادامه داديم.

*آلبومتان چطور شكل گرفت و منتشر شد؟ما دو آلبوم كار كرديم كه يكي از آن‌ها شبيه آلبوم اول اوهام بود و هم‌زمان با آن. درحالي كه هيچ‌كدام از ما دو گروه خبري در مورد اين اشتراك نداشتيم. وقتي اين موضوع را فهميديم ديگر ما آلبوممان را بيرون نداديم، ولي آن‌ها منتشرش كردند. اسم آلبوم ما مست و ديوانه بود كه اشعار مولانا را مي‌خوانديم. فرق كار ما با اوهام اين بود كه ما راك قديمي‌تري را ارائه مي‌داديم. بعد هم كه در سال 76 يك آلبوم موسيقي بي‌كلام كار كرديم و سال 78 منتشر شد.

*آلبوم بي‌كلام‌تان هم راك بود؟بيشتر نيوايج بود. آلبوم‌ها همه‌جور موزيك داشت. اما اجراهاي صحنه اي‌مان راك بود. ما يك خط قصه كلي را مبنا قرار مي‌داديم و براساس آن موزيك‌ها تغيير پيدا مي‌كرد. آلبوم منتشرشده‌مان اولين آلبوم نيوايج بود و بعد از آن‌هم كسي آلبومي به اين شكل منتشر نكرد.

* توي آن شرايط خاص ابتداي دهه70 اين‌همه انگيزه را از كجا داشتيد؟براي ما اتفاقات گوناگوني افتاد كه بعضا بيروني يا دروني بود. در آن زمان هنوز اينترنت وجود نداشت و اين همه ارتباطات نبود. ما يك بخشي از موزيكمان را خودمان كشف مي‌كرديم. فروشگاه‌هاي موسيقي فقط بتهوون و اسكندري بودند كه آن‌ها هم معمولا باخ و موتزارت و .. داشتند تا موزيك راك. حتي همين باعث شد تعدادي از كارهاي بتهوون را براي موزيك راك تنظيم و اجرا كنيم. به هرحال امكانات امروز وجود نداشت، الان به راحتي مي‌تواني از اينترنت نت و ليريكس كل كارها را پيدا كني يا بگويي از خارج برايت بياورند. زمان ما مهمترين چيز اين بود كه خودمان همه‌چيز را كشف مي‌كرديم. اين سخت و دلنشين بود. به‌طور مثال من يك درام ساخت 1969 داشتم و يك درام هم شاهكار داشت. همين! تازه توي كنسرت آخرمان بود كه من يك درام جديد خريدم. حالا هرشركتي كه بگويي توي ايران نمايندگي دارد يا محصولاتش به راحتي قابل دسترسي‌ست. مركز موسيقي ما در آن زمان بهارستان بود و جمهوري، آن‌ها هم چيز خاصي نداشتند و هرچه بود يك ساز قديمي به‌درد نخور بود!

*تهران او‌ه‌نيو چطور پيش آمد؟پيشنهاد اين برنامه از حسام گرشاسبي بود. يك‌روز جلوي در بتهوون حسام اين طرح را با من در ميان گذاشت و بعد هم آن را به بابك چمن‌آرا گفتيم. بابك گفت كه بنا داشت چنين كاري بكند و بسيار استقبال كرد. يك تيم چهار، پنج نفره شديم كه چيدمان برنامه‌هاي فستيوال را مشخص كرديم. هدف اصلي ما هم اين بود كه بفهميم چه كساني كار راك مي‌كنند، آ‌نها را كنار هم جمع كنيم و قوت و ضعف‌شان را بسنجيم. فراخوان به صورت اينترنتي بود و البته مراكز عمده پخش موسيقي مثل همان بتهوون. تقريبا 40 گروه را شناسايي كرديم، از بين‌شان 20 گروه انتخاب شدند و سه استوديو مشخص شدند كه هركدام هفت قطعه را ضبط و توليد كنند. يكي از استوديوها استوديوي ما، استوديو پتو بود و قرار بود علاوه بر ضبط توي تنظيم‌ها هم اين گروه‌ها را كمك كنيم. شاخص‌هاي آن دوره 127، امرتات و... بودند كه توي استوديوي من كارشان را ضبط كردند. خوشحالم كه حالا هركدام از اين افراد به نوعي در كار خودشان موفقند.

*پشه هم در همان مسابقات بود؟بله. البته كارش مستقل بود و در هيچ كدام از سه استوديو ضبط نشده بود. آن‌ها آن سال اول شدند. در دور دوم اين مسابقات ديگر حضور نداشتم.

*جايزه‌هاي دور اول چي بود؟قرار بود آلبوم گروه‌هاي برتر را جمع كنيم و برايشان كنسرت بگذاريم.

* چطور بود كه در آن دوره سختگيري براي موسيقي اين‌قدر راحت برنامه گذاشتيد و اجراي استيج داشتيد؟ حتي گروه «پژواك» هم همينطور.عمده فعاليت‌هاي ما از سال 73،74 شروع شد اما كنسرت‌هايمان بعد از 76 بود. بعد از دوم خرداد تا سال‌هاي 79،80 همه‌چيز خيلي خوب بود. اما بعد از آن سخت‌گيري‌ها شروع شد و مجوزها و سالن‌ها به سختي داده مي‌شدند. سالن ايده‌آل ما سالن حركت بود كه ظرفيتش براي اجراهايي مثل ما يا حتي براي كاوه (يغمايي) عالي بود. ما مي‌توانستيم چند شب پشت سرهم اين سالن را پر كنيم، اما سالن‌هاي بزرگ‌تر قطعا چند شب پر نمي‌شد، كوچكتر هم كه به دردمان نمي‌خورد. نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد كه ديگر اين سالن را براي اجراي موسيقي ندادند.

*خيلي‌ها مي‌گويند استوديو پتو تا مدتي بهترين محل براي تمرين گروه‌هاي مختلف راك بود.بله. حتي فردي مثل كاوه هم تمرينات اوليه اش را در منزل من انجام مي‌داد. خيلي گروه‌هاي ديگر هم همين‌طور. من به نوعي ساپورت‌كننده گروه‌هاي راك بودم و مكان تمرينشان را در اختيار مي‌گذاشتم. (مي خندد)

*استوديو پتو خانه خودت بود يا خانه پدر و مادرت؟پدر و مادر.

*خوب اين‌ها از شنيدن سروصداهاي عجيب و غريب اذيت نمي‌شدند؟منزل ما دوطبقه بود كه يكي از طبقات شده بود استوديو پتو. البته آن منزل ديگر وجود ندارد و جاي خودش را به يك خانه چند طبقه داده است، قسمت عمده‌اي از خاطراتم هم با تخريب استوديو پتو تخريب شد!برنامه‌اي براي آينده‌ گروه داري؟

به شخصه معتقدم كه سال‌هاي آينده براي موسيقي راك ايران خيلي خوب خواهد بود، يعني اين‌بار نوبت موسيقي راك است. گروه ما هم كه منحل نشده است، فقط هركدام از بچه‌ها يك جاي دنيا مشغول كارهاي خودشان هستند و هر از گاهي به بهانه‌اي دور هم جمع مي‌شوند. بايد اين بهانه‌هاي را بيشتر كنيم. خود من يك‌سري طرح‌ها دارم كه فكر مي‌كنم بشود يك كاري كرد. مهم جمع شدن بچه‌ها دور هم است.

 
بازگشت به صفحه قبل


انرژي، انرژي و ...
شما‌آخرشيد!
به‌خاطر ایران بی‌خیال متالیکا می‌شوم
عطش جستجو
حساب كردن روي شعور و شور و جيب مخاطب
درد کشيدن يا نکشيدن، مسئله اين است.
پرشين رپ از ما جلو زد.
شايد جايي ديگر
وقتي علي دايي راك مي‌زند!
عقیم مانده‌ایم چون بی‌انگیزه‌ایم
خاطرات استوديو پتو
قصه راک، از سوء تفاهم تا سوءتفاهم
راك ايراني چه صيغه‌اي است؟!
تن و پادتن!
محفل پرهياهوي ستاره‌ها
چه کسی راز پیوند استخوان بدلکار را می‌داند
دم بچه هاي الي گرم
لحظه‌اي؛ لحظه‌اي براي زندگي
منطق مطلق، اتفاقي خوش
بيچاره تماشاچي
تمام شد؟ باور نميکنم
بازي نکن، زندگي کن
دلهره هايي که دوست مي داشتم.
نمودار سينوسي هيجان
پرسش‌هاي بهار بيست و دوم
         
   

 
 

 

 
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به ماهنامه نسیم هراز بوده و هر گونه استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز میباشد .
طراحی و برنامه نویسی در داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت
صفحه اصلی درباره ماهنامه نسیم هرازشرکت نسیم هراز صندلی زرد مجله الکترونیک گالری عکس سازمان آگهی های نسیم هراز تماس با نسیم