موسیقی راک در ایران عقیم است؛ سبکی که در سراسر جهان به واسطه نوع ترانه و فرم ملودی و تنظیم، با طرفداران بیشماری روبهروست، در کشور ما با وجود پتانسیل بالا و لازم برای این سبک، هنوز به بلوغ واقعی در سطح حرفهای نرسیده و به سبکی بلاتکلیف تبدیل شده است.
دلایل بسیاری در ارتباط با این موضوع میتوان پیدا کرد؛ هر چند بررسی و آسیبشناسی آن از نوشتن یک یادداشت بسیار فراتر است. در ممالک توسعهیافته، یک گروه موسیقی وقتی پیشرفت میکند که اعضای آن با یکدیگر نوعی زندگی حرفهای داشته باشند و با انگیزه پیشرفت و مطرح شدن با یکدیگر با فراغ بال به تمرین و سازندگی بپردازند. آنها با ارائه کار خود در اماکن عمومی کوچک مانند کافهها، رستورانها، خیابانها و... برای گروه کوچکی از مخاطبان به کسب تجربههای بیشتر میپردازند و با ارائه سبک و حرفی نو، نظر تهیهکنندگان را به خود جلب میکنند. وقتی این روند ادامه پیدا کند و کار گروهها از طریق تهیهکنندگان و شرکتهای حرفهای پخش شود، موفقیت گروهها در میان طرفداران راک تضمین میشود و با توانایی و ارتقای سطح تکنیکی گروه تداوم پیدا میکند. ادامه این روند حمایت همان تهیهکنندگان و طرفداران را با اجرای کنسرتی بزرگ برمیانگیزد و این اتفاق است که منجر به کسب درآمد و شهرت میشود. این روند یک روند تثبیت شده و رایج برای چهره شدن گروههای موسیقی، خصوصا گروههای راک، در دنیاست. به همین خاطر است که فضای باز برای ارائه کار و حمایت تهیهکنندگان، مهمترین لازمه موفقیت و پیشرفت در این سبک است که البته هیچ یک از این شرایط برای موزیسینهای راک در ایران مهیا نیست.
از سوی دیگر معیارهای سرمایهگذاری در ایران از طرف تهیهکنندگان با همه جا تفاوت دارد. در تمام دنیا تهیهکنندگان به دنبال گروههای خلاق با حرفی نو و سبکی نو میگردند ولی در ایران تهیهکنندگان به گروهها و خوانندگانی توجه میکنند که بیشتر تقلید کنند و در جا بزنند؛حرف تازه و رنگ و بوی جدید در تفکر آنان جایگاهی ندارد. آنها فقط با دیدی سطحی و تکبعدی به موسیقی به تقویت و ترویج خالتوریسم و موسیقیهای بیارزش میپردازند.
واژه مظلوم برای موزیسینهای راک در ایران میتواند واژهای مناسب باشد؛ چرا که آنها نه تنها از حمایت بخش خصوصی که همان تهیهکنندگانند بهرهای نمیبرند بلکه بخشهای دولتی نیز بستری برای ارائه کار آنان ایجاد نمیکنند و توجهی به تفکرات آنان ندارند. در پی این شرایط موزیسینها و نوازندگان طرفدار راک برای امرار معاش مجبور به کار با گروهها و خوانندگانی میشوند که هرگز به آن علاقهمند نیستند و انرژی و توانایی خود را با بیانگیزگی در راهی دیگر میگذرانند و ناخواسته به ترویج و پرورش ابتذال و موسیقیهای پوچ و بیارزش دامن میزنند و فرصت پیشرفت در موسیقی راک را که سبک مورد علاقه آنان است از بین میبرند.
متاسفانه فراهم نبودن بستر مناسب برای این سبک در ایران تا حدی است که گروههای راک برای اجرای کنسرتهایی هر چند کوچک دچار مشکلاتی عدیدهاند. آنها برای گرفتن مجوز اجرا باید سختیهای زیادی را تحمل کنند. اکثر اماکن و سالنهای اجرا برای اجرای این سبک موسیقی اجاره داده نمیشوند و تهیهکنندگان با تبعیضی بزرگ در این راه روبهرو هستند.پس این استعدادها کجا باید بروز کند و کجا باید ارائه شود؟ این بیانگیزگی باعث شده تا اکثر راکیستهای ایرانی بدون در نظر گرفتن شاخههای جدید و رنگ و بوی جدید در این نوع موسیقی درجا بزنند و حرفها و فرمهای قدیمی این سبک را بارها و بارها بیهدف تکرار کنند. خیلی از راکیستها در ایران هنوز در دهه 70 گیر کردهاند و با استفاده از نوع تنظیم و فرم آن گونه از راک، از فکر کردن به تنظیم جدید و ساختاری نو در موسیقی راک نوین در دنیا اجتناب میکنند چون انگیزهای برای پیشبرد این سبک در ایران ندارند. گمان میکنم این نوع تفکر در موزیسینهای راک باید عوض شود و تفکری نو و مدرن در سبک راک جایگزین آن شود و به قولی موسیقی راک در ایران باید پوست بیندازد و شکلی نو به خود بگیرد.
با نگاهی واقعبینانه و بدون تعصب باید بگوییم که با وجود استعدادهای درخشان در زمینه موسیقی، موسیقی در ایران سطحی بسیار پایین و تاسفبار را در سطح حرفهای طی میکند و با وجود تهیهکنندگانی با این نوع دید تکبعدی به موسیقی و عدم حمایت و ایجاد بستر مناسب برای ارائه کار از طرف منابع دولتی، سبکهای ریشهدار مانند راک و کلا سطح موسیقی ایران هیچ وقت به پیشرفت قابل قبول نخواهد رسید.
* خواننده راك