مطابق اعلام سازمان جهاني حقوق كودك 51 ميليون كودك در سراسر دنيا حضور دارند كه از هيچ مدرك رسمي معتبري جهت شناسايي برخوردار نيستند.
البته اگر اين آمار شامل بچههاي گلفروش و فالفروش سر چهارراه همين بغل ميشود، پيشنهاد ميكنيم آمار را از نو بنويسند.
فقط كافي است گوشه اسكناس اهدايي شما به اين عزيزان ساييده باشد. يك دفعه صد تا پدر و مادر و برادر و خواهر و عمه و خاله و دايي و زنعمو و پدربزرگ و پدرجد و جد بزرگ و خاله خانباجي و جاري و صيغه پدر و هووي مادر و همسايه از در و ديوار ميريزند و چنان «خفتت» ميكنند كه خودت كه هيچي، سازمان جهاني حمايت از حقوق بزرگسالان هم بگرخند!
راستي يك سوال تكميلي! به نظر شما «هاج» زنبور عسل را هم در اين سرشماري حساب كردهاند؟!
سارتر و خرزوخان!
در راستاي همان قضيه توزيع شربت ترياك، يك خبر خماركننده ديگر تقديم كنيم حالش را ببريد! مطابق كتاب جديدي كه توسط يكي از دوستان ژان پل سارتر، نويسنده و فيلسوف معروف فرانسوي به رشته تحرير درآمده، استاد هم اهل بخيه تشريف داشتند!
مطابق گفته ژان ژراسي، سارتر از داوري مسكالين كه يك نوع مخدر مكزيكي بسيار توهمزاست مصرف ميكرده، ظاهرا ايشان پس از هر بار استفاده آنقدر «لول لول» ميشدهاند كه در گوشه و كنار اتاق «خرچنگ» مشاهده مينمودند و حتي در چند كتاب خود از جمله «گوشهنشينان آلتونا» نيز اين خرچنگها را وارد داستان كردهاند!
خلاصه مثل طغرل در برره كه بعد از استفاده از گرد نخود «خرزوخان» را مشاهده ميكرد، جناب سارتر هم توهم ميزدهاند!
بعد از ماجراي آنتن بودن ميلان كوندرا، چشممان به جمال توهم زدن سارتر روشن!
به به!
به قول مهران مديري، به به! رئيس سازمان بازرگاني گيلان «در پي نگرانيهاي گزارششده از سوي مسوولان و مردم به علت واردات بيرويه زيتون» تصريح كرد: در راستاي حمايت از توليدكنندگان تعرفه واردات زيتون افزايش خواهد يافت! ايشان البته خاطرنشان نكردند كه اگر «نگرانيهاي مردم و مسوولان» گزارش نميشد و به قول معروف «تق قضيه» در نميآمد هم شما تعرفه را ميبرديد بالا يا نه! كلا هم از اينكه خواب تشريف داشتيد و صبر كرديد تا «مردم و مسوولان» نگران شوند و بعد شما مثل قهرمانها بپريد وسط، كمال تشكر را داريم! زندهباد واردات زيتون خارجي به مركز توليد زيتون داخلي كشور!
خبر ويژه براي تمام روزنامهنگاران
چقدر براي شما – خوانندگان - بنويسيم كه بگذاريد يك بار هم براي خودمان بنويسيم. تمام دوستان قلم به دست شاغل در نشريات لطف كنند و از نگراني دربيايند. بازار طلا آرام شد! خيالتان راحت! ديگر نياز نيست پول كلاني را كه از مطبوعات درميآوريد خرج زمين كنيد! برويد طلا بخريد! من كه خودم با حقالتحرير نسيم، يك تن طلا خريدم. چه تن خوشمزهاي هم بود! مارك استاندارد هم داشت!
بخوان و پاك كن!
از اين به بعد وقتي تشريف بردي مبال! و ديدي كارت طول كشيد، اساماس نزن!
بنشين داستان «كوجي سوزوكي» را بخوان كه به كمك يك كارخانه توليد لوازم بهداشتي روي دستمال توالت چاپ شده!
خلاصه راحت بشين و بخوان و پاك كن. فقط يادت باشد زود به زود بروي دستشويي وگرنه ميبيني يكي دو فصل از داستان را به علت «مبالروي» ديگران از دست دادهاي!