صفحه اصلی | درباره نسیم | شرکت نسیم | صندلی زرد | مجله الکترونیک | آگهی ها | گالری عکس | تماس با ما درباره ميترا... سال پنجم، شماره پنجاه و سوم، شهريور89
 
   
 
   

گذری بر پشت صحنه فیلم سینمایی «هفت دقيقه تا پاييز» به كارگرداني عليرضا اميني

درباره ميترا...

پاييز فصل امتحان نهايي سينمايي‌ها است. اكثر فيلم‌ها در اين فصل فيلمبرداري‌شان آغاز و يا در حال انجام است. عليرضا اميني فيلمساز جوان و مستعد سينما بعد از كش و قوس‌هاي زياد بالاخره «هفت دقيقه تا پاييز» را به تهيه‌كنندگي...

شماره : 2165
بازدید : 296

 

نویسنده : احمد محمداسماعيلي

پاييز فصل امتحان نهايي سينمايي‌ها است. اكثر فيلم‌ها در اين فصل فيلمبرداري‌شان آغاز و يا در حال انجام است. عليرضا اميني فيلمساز جوان و مستعد سينما بعد از كش و قوس‌هاي زياد بالاخره «هفت دقيقه تا پاييز» را به تهيه‌كنندگي سيدجمال ساداتيان در آذرماه كليد زد. با او صحبت مي‌كنم كه براي تهيه گزارش به سر صحنه فيلم بروم. مثل هميشه با سياست ارجاعم مي‌دهد به تهيه‌كننده (سيدجمال ساداتيان). بعد از هماهنگي و آماده شدن يكي از لوكيشن‌هاي اصلي فيلم كه خانه نيما (محسن تنابنده) است، به سر صحنه مي‌روم. نم‌نم باران شروع به باريدن مي‌كند و طبق معمول ترافيك اعصاب‌خردكن است، راننده ماشين وقتي متوجه حرفه‌ام مي‌شود، از خاطراتش با شريفي‌نيا و اجاره دادن ماشين‌هاي مدل بالا سخن مي‌گويد.

دم در ساختمان كه يك بناي قديمي 40-30 ساله است محسن تنابنده مشغول صحبت كردن با تلفن همراهش است. سلام و عليكي مي‌كنم و داخل مي‌روم. عليرضا اميني سيگار به لب كنار بخاري دست‌هایش را گرم می‌کند. سراغش که مي‌روم همان ابتدا مي‌گويد، اين گزارش كيفيت بخش سينمايي مجله‌تان را بالا می‌برد!

از اميني درباره پروسه تولید مي‌پرسم و مي‌گويد: بعد از دو سال طرح فيلمنامه و بازيگر تغيير دادن و طي شدن پروسه پيش‌توليد با جلب نظر سيدجمال ساداتيان پروژه را کلید زدیم. ايشان لطف و حمايت خوبي براي ساخته شدن اين فيلم از خودشان بروز دادند. فيلمنامه‌ هم با حضور محسن تنابنده به صورت كلي بازنويسي شد. با محسن تنابنده هفت، هشت سالي است كه تجربه كاري مشترك دارم. به اين ترتيب محسن تنابنده در تركيب فعلي بازيگران جايگزين نيما شاهرخ‌شاهي شد. البته فيلمنامه‌اي كه در اصل عليرضا نادري براساس همين اسم «هفت دقيقه تا پاييز» نوشته بود و در حال حاضر حسن فتحي با نام «كيفر» آن را مي‌سازد. نكته تشابه فقط اسم فيلمنامه‌ها است وگرنه نقطه اشتراك داستاني ديگر وجود ندارد. بنابراين تركيب بازيگران در سال قبل كه قرار بود ساخته شود مرتبط با فيلمنامه عليرضا نادري بود. از سبك نوشتاري محسن تنابنده خيلي راضي هستم و خوشحالم كه سال قبل مجال شروع فيلمبرداري به وجود نيامد!

در اين ميان خاطره اسدي بازيگر جوان سينما كه ايفاگر يكي از نقش‌هاي اصلي فيلم است وارد ساختمان مي‌شود و بعد از خوش و بش كردن براي چهره‌پردازی به اتاق گريم مي‌رود.

ادامه صحبت را با اميني دنبال مي‌كنم و اميني می‌گوید از شرايط توليد بسيار راضي است و تمام امكاناتي را كه نياز داشته، تهيه‌كننده فراهم كرده است. از اميني مي‌پرسم آيا در هفت‌دقيقه باقيمانده تا فصل پاييز اتفاق خاصي رخ مي‌دهد. او مي‌گويد: بيشتر استفاده از اين نام جنبه تمثيلي دارد و به اين جنبه توجه داشتم فصل پاييز نماد ريزش باران و برگ‌هاي درختان است و به نوعي اين ريزش و چالش بين روابط آدم‌هاي قصه هم رخ مي‌دهد. به‌گونه‌اي همه شخصيت‌ها مطلق هستند و دچار استيصال و درماندگي مي‌شوند.

اميني در مورد اینکه فيلمنامه‌نويس بودن بازيگر اصلي فيلم به چه ميزان مي‌تواند در كيفيت فيلم اثرگذار باشد، مي‌گويد: من و محسن (تنابنده) با هم هماهنگ هستیم و از اين بابت هم كه محسن به خاطر بازي در «استشهادي براي خدا» سيمرغ بهترين بازيگر مرد را دو سال قبل گرفت خيلي خوشحالم. كار طبق زمانبندي از قبل تعيين شده در دوم آذرماه كليد خورد و تا به حال سي درصد از فيلمبرداري به پايان رسيده است.

اميني در مورد سكانس‌های لوكيشني كه امروز قرار است فيلمبرداري شود اينگونه توضيح داد: اين لوكيشن خانه نيما و ميترا (هديه تهراني) است و بيشتر وقايع فيلم در اين خانه مي‌گذرد. فيلم چهار شخصيت اصلي دارد نيما و ميترا: فرهاد (حامد بهداد) و مريم (خاطره اسدي) دو زوج اصلي و محوري فيلم هستند. البته مريم و ميترا خواهر هستند.

اميني درباره اينكه استفاده از قصه جذاب و بازيگران سوپراستار چقدر مي‌تواند باعث اثبات شكسته شدن طلسم عدم اكران فيلم‌هايش شود، گفت: نوع سينمايي كه به آن علاقه دارم سينمايی با فرم و ساختار خاصي است. بنابراين سينمايي تجربي در فرم و ساختار حاكم است و معتقدم حتما اين ساختارها با يك كست حرفه‌اي و در حيطه سينماي اجتماعي به خوبي جواب مي‌دهد. نمونه خوب چنين فيلم‌هايي «درباره الي» ساخته اصغر فرهادي است. فيلمي كه جنبه‌هاي سينماي تجاري ندارد. اما به شدت توان ارتباط با تماشاگر را دارد. تنها راه نجات و بهتر شدن كيفيت آثار سينماي ايران پيگيري و ساخته شدن چنين نوع آثاري است.

اميني درباره تعلق خاطرش به فضاي سرد، باراني و برفي در اغلب كارهايش می‌گوید: به اين جنس، محيط و فضا براي كار و خلق ميزانسن علاقه دارم و رنگ و نور خوبي براي فيلمبرداري و زيباشناسي تصويري در اختيارم قرار مي‌دهد.

در گوشه طبقه پايين علی تيموري دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز در مورد لوكيشن‌هاي فيلم مي‌گويد: لوكيشن‌هاي فيلم بسيار متنوع است، زندان، برج و خيابان‌هاي مختلف و...

در همين حال محسن تنابنده با بچه‌هاي گروه مشغول صحبت و چك كردن مسيج‌هاي موبايلش است. با كلاه آفتابي و لباس سرهم كارگري شكل و شمايل خاصي به خودش گرفته است. دوباره سراغ عليرضا اميني مي‌روم و درباره شغل شخصيت‌هاي فيلم سوال مي‌كنم و پاسخ مي‌دهد. شغل شخصيت‌ها را براساس ويژگي‌هاي خاص خودشان انتخاب كردم. محسن تنابنده در فيلم شيشه‌پاك‌كن حرفه‌اي برج‌هاي اداري و تجاري است و معلق بودن شغلش ميان زمين و هوا وضعيت و ثبات شخصيتي او را نشان مي‌دهد كه درباره ساير شخصيت‌ها نيز قابل تسري است. تيموري از گوشه سالن مي‌گويد هفته آينده براي فيلمبرداري به شمال و كلاردشت مي‌رويم كه در حدود 40 درصد از كل زمان فيلم را شامل مي‌شود.

اميني مي‌گويد: در اصل يك حادثه‌اي رخ مي‌دهد و از دو زاويه ديد مورد بررسي قرار مي‌گيرد و روابط مابين دو خانواده مطرح مي‌شود.

اين كارگردان در مورد كار كردن با سوپراستارهاي سينما عنوان مي‌كند: خيلي راحت هستم و قبلا با جمشيد هاشم‌پور و هانيه توسلي تجربه اين نوع كارهاي مشترك را داشتم و هيچ سختي و دشواري برايم ندارد.

مي‌گويم: البته هانيه توسلي سوپراستار نيست!

اميني می‌گوید: شيطنت نكن!

اميني درباره اين پرسش كه «هفت دقيقه تا پاييز» كامل‌ترين فيلمش محسوب خواهد شد، مي‌گويد: اين نوع سينما تداوم سينماي مورد نظرم در كارهاي قبلي‌ام به شكل حرفه‌اي‌تري است و فرم و محتوا نقطه اتصال آنها است و تجربياتم در دل «هفت دقيقه تا پاييز» مستتر شده است.

از اميني مي‌پرسم آيا «هفت دقيقه تا پاييز» مي‌تواند او را به عنوان يك فيلمساز اجتماعي‌ساز با مخاطبان انبوه مواجه كند و جواب مي‌دهد: اميدوارم اين اتفاق بيفتد و يك‌جورهايي حس مي‌كنم اين اتفاق رخ خواهد داد.

از ديگر دستيار اميني درباره ديگر شخصيت‌هاي فيلم سوال مي‌كنم و دستيار اميني اشاره كرد: علاوه بر چهار شخصيت اصلي صاحبخانه نيما را با بازي بهشاد شريفيان داريم و پدر فرهاد، همكار فرهاد، پرستار و... از ديگر شخصيت‌هاي فيلم محسوب مي‌شوند.

بيرون صداي شر و شر باران به گوش مي‌رسد، بچه‌هاي گروه منتظر آمدن هديه تهراني هستند كه اين روزها درگير برگزاري نمايشگاه عكس‌اش است. به طبقه دوم خانه مجاور مي‌روم. گروه فيلمبرداري ساختمان كنار لوکیشن اصلی را هم براي كار آماده كرده‌اند. ساختمان اول بيشتر حالت دپو و تداركات گروه را دارد و ساختمان دوم محل فيلمبرداري و خانه نيما است كه با توجه به قهر كردن مريم و آمدن به خانه ميترا کمی درهم و برهم به نظر مي‌رسد. اين خانه شامل اتاق خواب با وسايلي معمولي است كه در اغلب خانه‌ها ديده مي‌شود. وسط هال خانه ميزگرد و صندلي‌هاي قهوه‌اي رنگي قرار دارد. در پذيرايي خانه كه اسباب و اثاثيه بعد از قهر مريم از خانه‌اش ديده مي‌شود، مبل و ميزهاي كرم‌رنگ به چشم مي‌خورد، آويز سقفي سالن هم با لاله‌هاي كريستال واژگون‌ سادگي و زيبايي خاصي به لوكيشن بخشيده است كه به نظر مي‌رسد تحت سليقه و نظر هديه تهراني که مدير هنري كار هم هست، شكل گرفته است.

بعد از ديد زدن چند دقيقه‌اي به اتاق گريم مي‌روم و از خاطره اسدي در مورد ويژگي‌هاي نقش‌اش می‌پرسم و مي‌گويد: مريم شخصيتي كه آن را بازي مي‌كنم، زن شوهرداري است كه پسر پنج‌ساله‌اي دارد و تقريبا به سن و سال خودم (27 سالگي) نزديك است!

مريم درگيري‌هاي زيادي با شوهرش پيدا مي‌كند. زنی عادي و خانه‌دار است كه نگران كار شوهر و وضعيت خانواده‌اش است. مريم براساس موقعيت‌هاي به‌وجود آمده جاهايي شخصيتي بيرون‌گرايانه و اكتيو دارد و در برخي از لحظات واكنش‌هاي دروني دارد. با تجزيه و تحليلي كه با فيلم‌نامه‌نويس و كارگردان داشتيم، فهمیدم مريم شخصيت متعادل و درستي ندارد و به اصطلاح آدم نرمالی با رفتارهاي طبيعي نيست. جاهايي رفتارهاي پرخاشگرانه از خودش بروز مي‌دهد و در بعضي از لحظات آرامش دروني و رفتاري دارد. البته شرايطي كه از گذشته همراه مريم بوده او را به بروز چنين رفتارهايي سوق مي‌دهد.

اسدي در مورد اينكه حضور در فيلم را به خاطر همبازي شدن با حامد بهداد و هديه تهراني قبول كرده و يا اينكه به فيلمنامه و كارگرداني اميني اعتقاد داشته، گفت: همه اين عوامل در انتخابم نقش داشتند. در همان ورسیون اول فيلمنامه هم كه قرار بود در سال گذشته ساخته شود قرار بود در اين فيلم بازي داشته باشم و به جرات مي‌توانم بگویم كه نقش مريم در كارنامه كاري‌ام نقش متفاوت و جذابي است و از نقش دختران جوان و تين‌ايجر فاصله گرفتم. با حامد بهداد هم دو تجربه همكاري داشتم و تجربه همكاري با هديه تهراني بسيار عالي و متفاوت است. از موقعي كه در سال‌ها قبل فيلم «سلطان» ساخته مسعود كيميايي را ديدم ايشان به بازيگر محبوب و مورد علاقه‌ام تبديل شده بود و تمايل داشتم همكاري مشتركي با هدیه تهراني داشته باشم.

وي در مورد دشوار بودن بازي مقابل بازيگر غريزي و حسي نظير حامد بهداد اين چنين پاسخ داد: خيلي خوب است و حامد بهداد در بهتر شدن نقش بازيگر مقابل خيلي كمك مي‌كند.

اسدي در مورد اينكه در «هفت دقيقه تا پاييز» زنان عليه مردان هستند يا مردان عليه مردان و يا بالعكس گفت: همه عليه همديگر هستند بدون تاكيد برجنسيت خاصي. در يك جمله مي‌توانم بگويم «هفت دقيقه تا پاييز» فيلم تلخي با رويكردی ملموس و واقعي است. يكسري اتفاقاتي که در زندگي روزمره همه ماها وجود دارد كه به راحتي از كنار آن عبور مي‌كنيم. اما در «هفت دقيقه تا پاييز» با ريزبيني به آن پرداخته مي‌شود.

اسدي در مورد اينكه حضور در نقش زنان ميانسال مي‌تواند او را در چنين نقش‌هايي تثبيت كند، گفت: علاقه دارم در چنين نقش‌هايي باز هم در آينده ظاهر بشوم. اينقدر در اين چند وقته پيشنهادات دختران بيست‌ساله به من شده است كه خسته شده‌ام، از نقش دختران دانشجو، جوان و احساساتي واقعا اشباعم.

بهرنگ دزفولي‌زاده عكاس جوان فیلم علاوه بر ساير خصلت‌هاي خوب اخلاقي‌اش يك ويژگي مهم و ارزشمند دارد؛ در كارهايي كه به عنوان عكاس حضور دارد وقتي به عنوان خبرنگار مي‌رويد، با متانت با شما همراه مي‌شود.

از دزفولي‌زاده درباره ملاك‌هايش براي قبول عكاسي این فيلم مي‌پرسم و او در جواب مي‌گويد: فيلم‌هاي قبلي عليرضا اميني را ديده بودم و دوست داشتم با او همكاري كنم. اميني براي عكاس شرايط خوبي مهيا مي‌كند. براي عكاسي در اين فيلم هم اميرحسين رستمي من را به اميني معرفي كرد.

او در مورد سيستم كاري‌اش گفت: در وهله اول با دقت چند بار فيلمنامه را مطالعه مي‌كنم تابا شناخت بتوانم نحوه و نوع عكاسي مطلوب پروژه را انتخاب كنم. براساس فضا و شرايط و بدون اينكه توجه خاصي به زاويه ديد دوربين و رعايت آن در كارم داشته باشم، عكس‌هاي مورد نظر را مي‌گيرم. در «هفت دقيقه تا پاييز» بيشتر فضاسازي و موقعيت مهم است، البته به گرفتن كلوزآپ از بازيگران براي تشريح عواطف دروني آنها پرداختم. معمولا از هر نما مديوم و كلوزآپ مي‌گيرم و در نهايت تصميم مي‌گيريم كه كداميك از دو حالت را براي كار به تهيه‌كننده و كارگردان ارائه كنم. يكي از ويژگي «هفت دقيقه تا پاييز» اعتماد به جواني در تمام سطوح شغلي و حرفه‌اي فيلم است. يكي از اين جوان‌ها ميترا ميري طراح چهره‌پردازي فيلم است كه باوجود جواني سابقه طولاني در چهره‌پردازي فيلم‌هاي كوتاه دارد. او در فیلم‌های کوتاهی نظير «صورتك» ساخته علي عطار، «ترديد» ساخته پيام مداح و «ماتيك» ساخته پيمان معادي به عنوان چهره‌پرداز حضور داشته دارد. در مورد چهره‌پردازي بازيگران فيلم می‌گوید: برايم نقطه‌نظرات بازيگراني كه طراحي چهره آنها را انجام مي‌دهم، مهم است چون بازيگران باتوجه به اينكه با نقش‌هايشان عجين و همراه هستند، ريزه‌كاري‌هايي را مدنظر دارند كه مي‌توان از اين طريق بيان كرد. در این کار با توجه به مضمون و نوع فضاي فيلم، گريمي براي بازيگران طراحي و اعمال شد كه نبايد چندان ديده شود و گريمي ساده و در خدمت معرفي شخصيت باشد.

وي در مورد اينكه به چه ميزان چهره‌پردازي مي‌تواند در موقعيت يك بازيگر موثر باشد گفت:اگر درست و منطقي انجام شود به طور قابل ملاحظه‌اي مي‌تواند به كيفيت كار بازيگر كمك كند. در همين حدفاصل هديه تهراني از راه می‌رسد و بعد از آماده شدن براي گريم به همراه دختر خردسالي (سارا) كه قرار است نقش فرزندنش را بازي كند، مشغول تمرين مي‌شود. در اين سكانس كه ميترا و نيما در حال جابه‌جايي اسباب و اثاثيه هستند، سارا با لباس مهد كودك به همراه مريم وارد خانه مي‌شود.

سارا: hello مامان

ميترا: hello, How are you?

سارا: گشنمه!

ميترا: انگليسي جواب بده، مگه تو ناهار نخوردي؟

سارا: No، تو غذاش پياز داشت.

ميترا: خب برو دستتو بشور تا برات غذا گرم كنم.

اين سكانس بعد از چند باري تمرين با دستور حركت امینی ضبط می‌شود؛ كه بار اول بازيگر كودك جملاتش را پس و پيش مي‌گويد و كار با برداشت سوم مورد رضايت عليرضا اميني قرار مي‌گيرد.

از طرف مامور تداركات بانگ آماده شدن ناهار مي‌آيد و ما همه همراه سايرين غذاي گروه را مي‌خوريم. غذايي كه چرب و چيلي است و به مذاق خانم‌هاي هوادار غذاهاي رژيمی خوش نمي‌آيد و اولين فردي كه براي خوردن غذاي ديگر گروه را ترك مي‌كند خاطره اسدي است كه خانه‌اش دو، سه تا كوچه بالاتر است و آنطوري كه مي‌گويد علاقه و اعتقاد ويژه‌اي به دستپخت مادرش دارد و بعد از خوردن خورش كرفس مادرجان سرحال به لوكيشن باز مي‌گردد!

رعنا اميني طراح لباس فيلم يكي ديگر از جوان‌هاي گروه است كه براي فرار از سرما صندلي‌اش را در كنار بخاري گازي جاسازي كرده است و در مورد طراحي لباس بازيگران اينگونه پاسخ مي‌دهد.

محسن تنابنده در اغلب سكانس‌ها با لباس كارش حضور دارد كه لباس كارگري و ساده سرمه‌اي رنگي است و چون خاستگاه آدم‌هاي فيلمنامه از طبقه متوسط جامعه است نوع پوشش آنها چندان شيك و پيك نيست و بنابراين رنگ لباس‌ها هم نبايد گرم باشد و اغلب از رنگ‌هاي خاكستري و سرد استفاده شده است.

امینی می‌گوید: معتقدم اولين مواجهه و نظري كه مخاطب به فيلم پيدا مي‌كند با نوع پوشش لباس بازيگر شكل مي‌گيرد.

در طبقه دوم بعد از خاتمه سكانس فيلمبرداري شده، عليرضا برازنده فيلمبردار جوان سينما كه سابقه همكاري طولاني مدتي با حسين جعفريان منجمله در فيلم «درباره الي» را دارد، در مورد اولين تجربه مستقل فيلمبرداري مي‌گويد: فارغ‌التحصيل رشته فيلمبرداري هستم و دوازده سالي است كه در سينماي حرفه‌اي كار مي‌كنم و مشوق اصلي براي مستقل شدنم حسين جعفريان بود و با اعتماد به نفس دادن به من مي‌گفتند برو كارت را با دقت و اطمينان انجام بده و از دادن هر نوع مشاوره فني و كاري هم دريغ نكردند و به حاصل كار هم خوشبين هستم. زيرا هم فيلمنامه كار خوب و كاملي است و هم اميني كارش را درست بلد است.

وي در مورد ويژگي‌هاي فيلمبرداري گفت: بيش از پنجاه درصد از فيلمبرداري بايد دوربين روي دست باشد و دوربين ديگر موقعيت ثابتي ندارد و كلا با فيلم پرتحركي روبه‌رو هستيم. به لحاظ نور و نورپردازي سعي كرده‌ام هيچ دخل و تصرفي در فضاها به وجود نياورم و كار با نورهاي طبيعي انجام مي‌شود. قرار است در اين فيلم كار نو و متفاوتي انجام بشود.

اعضاي گروه تا آماده شدن صحنه بعدي دو، سه نفره كنار هم مي‌ايستند. خوردن چاي در اين هواي سرد واقعا مي‌چسبد. همه با هم گپ می‌زنند، شايد گپ‌هاي كاري باشد يا گپ‌هاي خودماني و روزمره. اما همگی وقتي مي‌فهمند که خبرنگارم با ديده ترديد و احتياط نگاه مي‌كنند و در حرف زدن‌هايشان دقت مي‌كنند!

 
بازگشت به صفحه قبل


كتابخانه
کارهای اول استر را ترجیح می‌دهم
من صبر كردم
مورد عجيب گاوصندوق
خانه اصلی من تئاتر است
جن هاي تئاترشهر
سينماي جهان
ميان بر
قصــــه‌گوي تغــــــزلي
شادمانه زيستم
هر کسي صليب خودش را به دوش مي‌کشد
تماشاگر ايراني عاشق قصه ديدن است
درباره ميترا...
بازگشت ستاره
رضا کيانيان هستم!
هفت قــــــــدم تا فجر
         
 
  کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به ماهنامه نسیم هراز بوده و هر گونه استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع مجاز میباشد .
طراحی و برنامه نویسی در داده نگار - مرکز تخصصی طراحی وب سایت
 

صفحه اصلی درباره ماهنامه نسیم هرازشرکت نسیم هراز صندلی زرد مجله الکترونیک گالری عکس سازمان آگهی های نسیم هراز تماس با نسیم