دوران كاري نيكو خردمند با رونق راديو و عصر طلايي دوبله در ايران همراه بوده است. دوراني كه راديو براي مردم جايگاه و اهميت ويژهاي داشت و داشتن راديو نشانه تفاخر اجتماعي و طبقاتي بود. چه بسا خانوادههاي كمدرآمدي كه يگانه تفريح و سرگرمي آنها گوش دادن به راديو بود؛ خانوادههايی که سالها صداي باوقار و بامنش نيكو خردمند را در قالب صدها شخصيت رمان و نمايشنامههای معروف خارجي و ايراني، از راديوهايشان ميشنيدند و با آن همذاتپنداري ميكردند. نيكو خردمند در ادامه هم با صداپيشگي به جاي بازيگران ستاره و محبوبي نظير اوا گاردنر، اليزابت تيلور و كلوديا كارديناله موفقيتش را تداوم بخشيد.
صداي گرم و زيباي خردمند به جاي فخري خوروش در فيلم «آقاي هالو» هيچگاه از خاطر علاقهمندان محو نميشود.
او در چهل و چند سالگي و با فيلم «پرده آخر» به كارگرداني واروژ كريممسيحي وارد سینما شد و نقش زني اشرافزاده، مقتدر و توانا را برعهده گرفت كه به راستي برازندهاش بود.
در چهار- پنج سال اخیر، بيماري قلبي با نيكو خردمند همراه بود. اما او که حتي در ماههاي آخر عمرش نيز شاد زيستن را فراموش نكرده بود، در طي همين گفتگو بارها عنوان كرد كه از زندگياش راضي است. روحش شاد.
از چه زماني وارد فعاليتهاي گويندگي شديد؟
اواخر دهه سي بود كه با توجه به علاقه به گويندگي و اهميت راديو در آن سالها در بين خانوادههاي ايراني كه اغلب پاي راديو مينشستند و برنامههاي متنوع راديو را از قبيل نمايشنامههاي ايراني و خارجي گوش ميكردند، جذب راديو شدم. البته در راديو هم فقط در حيطه بازيگري نمايشهاي راديويي فعاليت ميكردم.
اين نمايشنامههاي راديويي چه مواقعي پخش ميشد؟
عصرهاي جمعه از شبكه دوم راديو پخش ميشد.
چگونه وارد راديو شديد؟
عمويم چون علاقه من را به كار بازيگري و گويندگي ديد با توجه به آشنايي با يكي از مديران راديو من را معرفي كردند.
پدرتان هم سابقه فعاليتهاي هنري داشتند؟
پدرم از بنيانگذاران تئاتر در ايران بودند.
از همدورهايهاي آن زمان در راديو كسي را به خاطر داريد؟
سيروس ابراهيمزاده، حميد كميلي، بهرام وطنپرست، آذر دانشي، خانم وثوق و بسياري از دوستان ديگر كه متاسفانه تعدادي از آنها در قيد حيات نيستند.
نحوه استقبال مردم از كارهاي راديويي و هنرمندان راديويي در آن سالها چگونه بود؟
خيلي خوب بود. يادم ميآيد از شهرهاي كوچك و بزرگ كشور نامههايي به راديو براي من ميآمد كه در آن نامهها اشاره ميكردند كه با اين برنامهها زندگي ميكنند و اوقات تنهايي آنها در عصرهاي جمعه با اين نمايشنامهها پر ميشود و برايشان بسيار خاطرهانگيز است كه نمايشهايي را كه قبلا آنها را خواندهاند توسط بازيگران در راديو اجرا ميشود.
به دليل حضور شما در بازيگري خواهر كوچكتر شما (آهو خردمند) جذب فعاليتهاي بازيگري شدند؟
آهو هم مثل من به بازيگري علاقه داشت و اصلا ما خانواده هنردوستي بوديم. همواره فرهنگ و هنر در خانواده ما جايگاه ويژهاي داشت. بعد از ديدن علاقه آهو او را به دوستان كارگردان در تئاتر و تلويزيون معرفي كردم.
به عرصه دوبله چگونه وارد شديد؟
برنامهاي در راديو با عنوان «خانواده فران» داشتيم. يكي از همكارانم در اين برنامه راديويي با سعيد شرافت مدير دوبلاژ باسابقه همكار و دوست بودند و به من گفتند صداي خوبي براي كار دوبله فيلم داريد و بهتر است در اين عرصه كار كنيد. از طريق اين همكار با سعيد شرافت آشنا شدم.
نام اولين فيلمي كه در آن به عنوان دوبلور فعاليت كرديد در خاطرتان هست؟
يكي از فيلمهاي تاريخي هركولي بود و جالب است سعيد شرافت به كار و توانايي من اطمينان و اعتماد كرد و نقش اول اين فيلم را دوبله كردم.
بيشتر علاقه داشتيد جاي چه بازيگراني دوبله انجام بدهيد؟
اواگاردنر و اليزابت تيلور، هميشه اعتقاد دارم براي موفقيت هنرمند بايد بابت كار و حرفهاش علاقه و توجه نشان بدهد. هميشه در طول اين سه، چهار دهه فعاليت در كارهاي هنري به موقع و سر وقت حاضر ميشدم. هيچگاه از مطالعه و تحقيق در مورد كارهايم كوتاهي نكردم.
امروزه براي حضور جوانها در فعاليتهاي هنري شرايط بهتري فراهم است؟
بله، منابع تحقيقاتي، كتابهاي متعدد تخصصي به وفور در اختيار علاقهمندان قرار دارد و با ورود به اينترنت هر نوع اطلاعاتي را به سهولت ميتوان در اختيار گرفت. در دهههاي قبل اين نوع منابع و كتابهاي تخصصي اندكي به خصوص درباره مسائل هنري وجود داشت.
وضعيت سينما را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در اين دو، سه دهه اخير سينما از رشد كيفي خوبي برخوردار شده است و سينماي نوين ايران در دنيا به خوبي معرفي شده است. از طرف ديگر جايگاه هنرمندان واقعي در سينما به طور مشخص تعريف شده است و مراسم متعددي براي تجليل و گراميداشت هنرمندان برگزار ميشود.
وضعيت جسمانيات چگونه است؟
سال 87 به لحاظ جسماني وضعيت خوبي نداشتم و مرتب ميان خانه و بيمارستان در رفتوآمد بودم و بعد از چند روزي بستري شدن در بيمارستان و بهتر شدن حالم به خانه ميآمدم كه دوباره بيماري قلبيام عود ميكرد و به بيمارستان بر ميگشتم. در طي اين مدت دوستان به من سر ميزنند. اما استاد عزتالله انتظامي با مهرباني نگران حال من بودند و مدام از من عيادت و دلجويي ميكردند، از ايشان خيلي متشكرم. الان هم تحت نظر پزشكان به خاطر عمل جراحي قلب بازهستم.
علاقه نداريد دوباره به عرصه بازيگري برگرديد؟
چرا، عاشقانه كار بازيگري و دوبله را دوست دارم. اما وضعيت جسمانيام چنين اجازهاي به من نميدهد. هميشه و در هر حالي از زندگيام راضي بودم. به تمام خواستههايم در زمينه دوبله و بازيگري دست پيدا كردم و برايم خيلي مهم بود در اولين تجربه بازيگريام جلوي دوربين فيلمساز ارزشمندي نظير واروژ كريممسيحي در فيلم «پرده آخر» بروم و براي بازي در اين فيلم جايزه بهترين بازيگر مكمل زن را به دست آوردم.
چگونه در «پرده آخر» حضور پيدا كرديد و نقش چه ويژگيهايي داشت؟
واروژ را از گذشته و همكارياش با بهرام بيضايي ميشناختم و از همه مهمتر نقش محوري زنان در فيلمنامه «پرده آخر» و به خصوص نقشم كه يك زن مقتدر قجري بود، باعث شد پيشنهاد واروژ كريممسيحي را براي بازي در اين فيلم بپذيرم.
با عزتالله انتظامي در «بازيچه» ساخته تورج منصوري همكاري داشتيد؟
بله، فيلم خوبي بود و در اين فيلم در نقش يك مادر مهربان و دلسوز ايراني از طبقه متوسط بازي داشتم و همكاري با استاد انتظامي بسيار جالب توجه و خاطرهانگيز است.
از اين روند طي شده در حيطه فعاليت هنريتان راضي هستيد؟
راضي هستم. هميشه با ديد مثبت به اتفاقاتي كه برايم رخ داده نگاه كردم. هيچگاه از دوز و كلك و ايجاد رابطه براي به دست آوردن كار يا نقشي استفاده نكردم. بيشيله پيله هميشه با مردم و همكارانم برخورد داشتهام و از اين بابت خوشحالم كه هميشه عاشقانه كارم را انجام دادهام و كارم مورد توجه قرار گرفته است. بردن دو سيمرغ بازيگري از جشنواره فيلم فجر و جايزه فعاليت هنري از تلويزيون مويد اين مساله است. مردم هم اين مساله را ميبينند و عليرغم اينكه چند سالي است كه كمتر فعاليت دارم باز هم مورد محبت و لطف مردم قرار ميگيرم و اين تحمل بيماري را برايم آسانتر ميكند.