معمولا اولین گزینه ما ایرانیها برای گذران اوقات فراغت، فستفودهای بالای شهر است و یا احیانا اگر حوصله بیشتری داشته باشیم بار و بنهمان را میبندیم و عازم شمال کشور میشویم تا در جادههای سرسبز شمال بساط جوجهكباب راه بیندازیم!
اما خب میشود در این فرصتهای خالی ته هفته و ته ماه؛ به سینماها، گالریها و تئاتر شهر سری زد.
یا به کنسرت موسیقی رفت و اگر حوصله هیچ کدام هم نبود میتوان در گوشهای دنج از خانه کتابی دست گرفت و مجلهای ورق زد و پای سینمای خانگی نشست.
اما یافتن بهترینها گاه خودش به اندازه تمام این فرصتهای خالی کش میآید. بنابراین پیشنهادات اهالی فرهنگ و هنر قطعا بهترین «میانبر» است که میتوان به آن اعتماد کرد.
عبدالله اسفندیاری، نویسنده، تهیهکننده و مدیر بخش معناگرای بنیاد سینمایی فارابی
اول باید کمی فروتنی را کنار بگذارم و خواندن کتاب خودم «بر بامهای متصل» که توسط انتشارات عروج منتشر شده را توصیه کنم. در این کتاب قصهای از سال 1300 تا 1320 روایت میشود؛ سالهایی که مصادف با تبعید رضاخان از ایران است. کتاب دیگری که مطالعهاش برای علاقهمندان به زندگی ایلاتی میتواند جذاب باشد. «ردپایی بر شن» نوشته حسین ترابی فیلمنامهنویس و کارگردان قدیمی سینما است که به بررسی ایلات خراسان میپردازد.
اگر شب جمعهها اهل میهمانی رفتن و میهمان دعوت کردن نیستید و تاریخ ایران برایتان جذاب است سریال «در چشم باد» مسعود جعفریجوزانی را ببینید. جوزانی استاد کارگردانی و فضاسازی متفاوت و چشمنواز است که در این مجموعهاش تاریخ 80-70 ساله ایران را به روایت خودش واکاوی میکند.
علیرضا زریندست، فیلمبردار سینما
دو، سه دههای از پایان جنگ تحمیلی میگذرد و با گذر این سالها بهتدریج رمانهای شاخصی در مورد جنگ، فضا و آدمهای آن نوشته شده است. «شطرنج با ماشین قیامت» نوشته حبیب احمدزاده فیلمنامهنویس سینما است که حتما «اتوبوس شب» او را که پوراحمد کارگردانی کرد، یادتان میآید؟
خود احمدزاده بچه جنگ است. بنابراین فضای کتابش ملموس و قابل باور است. کتاب «دا» سیده زهرا حسینی هم که نیازی به معرفی ندارد و اغلب کارگردانهای شاخص زن و مرد سینمای ایران برای ساختنش ابراز تمایل کردهاند. رمانی که حسینی به شیوهای زیبا شکست زمان را تجربه میکند و علیرغم تعداد صفحات زیاد کتاب وقتی آن را شروع میکنید تا به انتها جلو میروید.
«محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی کارگردان کهنهکار سینما را بعد از یکی دو سال غیبت در سینماها ببینید.
رضا رویگری، بازیگر سینما و تلویزیون
اگر اهل فیلم خارجی دیدن هستید «بازی» دیوید فینیچر را پیشنهاد میکنم؛ فیلمی چندلایه در باب مسائل روانشناختی. فیلم «راز» را هم بر همین اساس پیشنهاد میکنم و پشت معنای عمیق فیلم سادگی زیبایی وجود دارد که حتی مخاطب عام را جذب دیدن فیلم میکند.
اگر آدمهای اهل مطالعه و کتابخوانی هستید، بروید سراغ مطالعه «راز شاد زیستن» نوشته «آندره متیوس» که بهخصوص برای آدمهایی که احساس غم و ناراحتی دارند خواندنش از نان شب هم واجبتر است. خواندن این کتاب شما را از افسردگی و غرولند کردن دور و آسان گرفتن زندگی را یاد میدهد. راستی یادم رفت اگر اهل ورزش و ساختوساز عضلات بدن هستید بروید «باشگاه بدنسازی فیکس» در حوالی جردن، بچههای بازیگر گاه و بیگاه به اینجا سر میزنند، صبحها الناز شاکردوست و بعدازظهرها من و پوریا پورسرخ پای ثابت باشگاه هستیم!
محمدرضا سکوت، فیلمبردار
بهترین پیشنهادی که میتوانم بدهم رفتن و دیدن فیلمهای فرهنگی است که توسط خانه سینما و شورای صنفی نمایش دوباره راه افتاده. دیدن این فیلمهای ارزشمند که سالها مهجور بودند و پشت در اکران قرار گرفتند میتواند بهتدریج طرفداران خاص خودش را پیدا کند.
اگر آدمی هستید که ترجیح میدهید در خانه فعالیت فرهنگی داشته باشید بروید و کتاب «دا» نوشته سیده زهرا حسینی را حتما بخوانید. کتابی که شما را هم با فضای جنگ آشنا میکند و هم با یک ادبیات خاص جنگی مواجه میشوید.
بهروز غریبپور، نویسنده و کارگردان تئاتر
اگر اهل تجدید خاطره با فیلمهای قدیمی هستید بروید فیلم «جینجروراجرز» فدریکو فلینیکبیر را ببینید؛ فیلمی که در زمان خودش چندان موفق نبود، اما بعد از گذشت سه دهه ارزشهای آن به منصه ظهور درآمد. فلینی در این فیلم علیه تبلیغات بیرویه و مدام تلویزیونی و نظام سرمایهداری عمل میکند. دوانیمیشن «توپی و پوتی» و «پیتر و گرگ» انیمیشنهای فوقالعادهای براساس تم موسیقایی هستند که دیدنشان بسیار جذاب است. رمانخوانهای حرفهای هم حتما رمان «گنگ آخرالزمان» نوشته ماریا گارسا یوسا با ترجمه عبدالله کوثری را تهیه کنند. یوسا در این رمان توصیفهای بینظیری در ارتباط با باورهای خرافی و تقابل جنگ خونین بین انسانهای بدوی علیه نیروهای خیر انجام میدهد.
ابوالفضل جلیلی، فیلمساز
همچنان مردم را ارجاع میدهم به منابع غنی و فاخر ادب و شعر ایران سعدی، حافظ و مولانا که جهانشمول و جاودانی هستند و هرگز تاریخ مصرف ندارند. چون مدتها است سینما رفتن را ترک کردهام پیشنهادی ندارم. «سلندر» واروژ کریممسیحی که عمری سیساله دارد را حتما پیدا کنید ببینید. اولین و آخرین فیلم به معنای واقعی عارفانه سینمای ایران است. در زمینه موسیقی هم هیچ توصیهای به جز شنیدن مجدد صدای استاد شجریان قله آواز ایران ندارم.
هومن سیدی، بازیگر و کارگردان
توصیه میکنم «عطر سنبل، عطر کاج» نوشته فیروزه جزایری دوما را بخوانید. این کتاب را محمد سلیماننیا ترجمه کرده و از سوی نشر قصه روانه کتابفروشیها شده، کتاب نثری بهشدت موجز و ساده دارد که در لابهلای آن طنز آمیخته شده است. به عبارتی خیلی درست نوشته شده است. اگر اهل دیدن فیلم مستند-داستانی هستید «آرایشگر بغدادی» ساخته مسعود بخشی کارگردان «تهران انار ندارد» را ببینید، فیلمی با ایده جذاب، پرداخت خوب و بازیهای معرکه.
اگر اهل طبیعت و جذابیتهای دیده نشده آن هستید مستند «زمین» محصول کمپانی بیبیسی را حتما ببینید.
تینا پاکروان، مدیر تولید، بازیگر و کارگردان سینما
پس از خاتمه بازیام در فیلمی فرصت خواندن کتاب «بازی عروس و داماد» نوشته بلقیس سلیمانی که توسط نشر چشمه روانه بازار شده بود را پیدا کردم؛ کتابی که نثر پختهای دارد و در داستانهای کوتاه این کتاب با مرگ شوخیهای جالب و نویی صورت گرفته است. حتما خواندن این کتاب را فراموش نکنید.
دستپخت جدید محمدرضا هنرمند کارگردان طناز سینما و تلویزیون را تماشا کنید. فیلمسازی که «مومیایی 3» و سریال «کاکتوس» او خاطره مطبوعی را برای مخاطب به وجود آورده بود، با سریال «آشپزباشی» باز هم شما را به دیدن فضایی طنز و مفرح جلب میکند. حضور پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا که هر دو سابقه کارهای کمدی موفق طنز نظیر «لیلی با من است»، «عینک دودی» و... را دارند در جعبه جادویی تلویزیون خالی از لطف نیست.
برای تنوع هم که شده و اگر میخواهید ضمن توجه به کارهای هنری از خانه هم بیرون بروید و هوایی عوض کنید، حتما به گالری و نمایشگاه عکس سه نسل در گالری مرکز هنر حول و حوش پل رومی یا همان بولینگ عبده سابق یک سری بزنید. اگر فیلمباز هستید و دنبال آثار متفاوت اروپایی میگردید فیلم «ائونرا» ساخته پایلو نراپرو را از دست ندهید؛ فیلمی متفاوت درباره زندگی زنان در یک داستان جذاب. اگر اهل شعر و شاعری هم هستید ضمن توصیه مجدد به رجوع به شعرهای احمد شاملو که همچنان خواندنش جذابیت و تازگی دارد، کتاب شعر «خاطرهای در درونم» اثر آنا آخماتورا را از دست ندهید.
مانی حقیقی
بر خلاف بسیاری از اطرافیانم، اعتقاد ندارم که فضای فرهنگی کشور دچار رکود و دلزدگی است. درست است که آثار این دلزدگی را در سرتاسر چشمانداز فرهنگی شهر میبینیم، ولی این فقط ظاهر ماجرا است. آثاری که ناچارند از پیچ و خم مجوزهای دولتی بگذرند تا به ما برسند، نصفهنیمه و فرتوت و مضمحل به نظر میرسند؛ اغلبشان در فضای محافظهکار و مصلحتاندیشی که بر آنها تحمیل شده خفه شدهاند. درست است که کتابفروشیها نونوار شدهاند، گالریهای متعددی آغاز به کار کردهاند، و سالنهای سینمای جدیدی گشایش یافتهاند – ولی چه فایده که محصولاتی که در آنها عرضه میشوند اغلب فاقد حداقل شور و سرزندگی لازماند، و تاثیر نظارت دولتی بر آنها چشمگیر است.
اما خلاقیت و نوآوری در جایی دیگر جاری است، و آشنایی با این وجه از فرهنگ زنده امروز ایران برای من تکاندهنده بوده است. وبلاگنویسی در ایران – از آنجا که در محیطی کاملا آزاد شکل گرفته – جذابترین پدیده فرهنگی کشور ما در حال حاضر است. بهترین داستانها، مقالهها، و نقدهایی که در طول دو سال گذشته خواندهام را در این محیط کشف کردهام.
بهترین نمونه از نثر معاصر فارسی – و منظورم «معاصر» به معنای واقعی کلمه است – اینجا یافته میشود (سر هرمس مارانا، منصفانه، خرمگس خاتون، الیزه)، بیغرضترین و روراستترین نقدنویسی را در این وبلاگها پیدا میکنید (آهو نمیشوی به این جست و خیز، در این مکان چلوکباب حرف اول را میزند) اظهارنظرهای نامتعارف و تحلیلهای تند سیاسی و اجتماعی (آقا اجازه، حاشیهها، پیادهرو، سه روز پیش)، و روزنگاریهای شخصی، بیپرده و مدرن (الیزه، منصفانه، اسپات لایت، 35 درجه، سه روز پیش) همه جایشان اینجاست. وبلاگستان، در یک کلام، صدا وسیمای واقعی کشور ماست: آزاد، صریح، جذاب، جوان – همانطور که باید باشد.
بارها ثابت شده که نظارت و کنترل فضای اینترنت و وبلاگها دیگر مطلقاً ناممکن است. تکنولوژی مدرن و به روز بودن وبلاگنویسها سرانجام منجر به ایجاد فضایی کاملا آزاد و رها در مرکز برهوت فرهنگی کشور شده. کامپیوترهایتان را روشن کنید، وبلاگهای مورد علاقهتان را کشف کنید و ببینید در چه مملکت جذابی زندگی میکنید.