يك: كنسرت گروه گوشه به سرپرستي سيامك آقايي به ياد پرويز مشكاتيان در تالار وحدت اداي ديني هنرمندانه به رويكرد اين هنرمند خوشآوازه در آهنگسازي موسيقي سنتي بود. پرويز مشكاتيان از موفقترين آهنگسازان موسيقي سنتي بعد از انقلاب بود كه توانست در عين حفظ جنبههاي ظريف يك اثر هنري مخاطبان زيادي را به موسيقي خود جلب كند. هنوز هم خيلي از صاحبنظران بر اين باورند كه نقطه اوج فعاليت هنري استاد محمدرضا شجريان به روزگاران همكاري او با پرويز مشكاتيان باز ميگردد. سيامك آقايي شاگرد خلف پرويز مشكاتيان كه مدت زيادي درگير دنياي آهنگسازي استادش بوده در اين كنسرت دست به تجربهاي در آهنگسازي موسيقي سنتي زد كه جداي از تجربهگرايي ظريفي كه در آن صورت گرفته بود (مثل سولفژ كردن سالار عقيلي در برخي از قطعات به جاي آواز خواندن و يا نوعي از اوج و فرود در ملودي كه در موسيقي ايراني متداول نيست) توانايي جلب مخاطب عام در اين نوع موسيقي را به نمايش گذاشت. همان بحثي كه در مورد پرويز مشكاتيان مطرح است. سيامك آقايي با جسارت تمام در دوراني كه تمام گروههاي مطرح موسيقي رديف – دستگاهي به مسئله گروهنوازي روي آوردند به شكل كهن دو نوازنده و يك خواننده روي آورد. و در اين هياهوي كنسرتهاي عظيم اين بستر را مهيا كرد تا مخاطب سر از نوازندگي هنرمندان روي سن در بياورد و همينطور اين امكان براي سالار عقيلي مهيا شد تا يكي از بهترين تجربههايش را ارائه كند.دو: از نكات برجسته سالهاي فعاليت پرويز مشكاتيان گزينش هوشمندانه اشعار براي ملوديهايش بود. انتخاب اشعاري كه براي اين اجرا در نظر گرفته شده بود هم از نكات ويژه كنسرت گروه گوشه بود. براي گراميداشت استاد انتخاب غزل «يادباد» به خصوص با ملودي حزنانگيزي كه براي آن ساخته شده بود هماهنگي داشت. ولي از آن جذابتر و زيركانهتر غزل «مدامم مست» بود كه شكل آواز خواندن بديع سالار عقيلي هم جلوه ويژهاي به آن داده بود. در واقع بيش از آنكه مديحهسرايي باشد نجواي سرخوشانهاي از زبان محبوب از دست رفته بود. سه: نكته بارز ديگري كه سيامك آقايي در كنسرت «زبعد ما» هم بر آن تاكيد داشت نزديكي با مخاطب بود. كنسرت ز بعد ما عليرغم اينكه اجراي آوانگارد در موسيقي ايراني محسوب ميشود اما در شكل پرفورمنس و به خصوص در قطعهاي كه آواز هم دارد در صدد نزديكي هر چه بيشتر با مخاطب است. اين كنسرت كه با جسارت تمام 5 نوازنده سنتور را كنار هم دارد، بحثي مفصل در مجالي مناسبتر ميطلبد. اما سيامك آقايي و پدرام خاورزميني كه نگاهش به سنتور آقايي بود و با ظرافت خط ملودي سنتور را دنبال ميكرد همراه با خوانندگي گرمتر سالار عقيلي فاصله مخاطب با اجرا را به حداقل ميرساند. نتهاي تزئيني پدرام خاورزميني كه با زيركي خيلي كم از آن استفاده شده بود، نشان از نگاه نكتهسنج اين دو نوازنده و هماهنگي ديرينه آنها داشت.
اما در قطعه «يادباد» كه سيامك آقايي در نقش خواننده پسزمينه حضور پيدا ميكرد لحظه خاصي داشت كه مخاطب را (يا حداقل نويسنده اين متن را) غافلگير ميكرد. در متن غزلي كه عقيلي ميخواند در اين بيت:«دل به امید صدایی كه مگر در تو رسد/ نالهها كرد در این كوه كه فرهاد نكرد» هنگامي كه مصرع دوم توسط خواننده اصلي خوانده ميشد درست در لحظهاي كه كلمه ناله خوانده ميشد، سيامك آقايي در پس زمينه شروع به آواز و به بيان دقيقتر سولفژي نالهوار ميكرد. اين آوا بعد جديدي به اين نوع موسيقي ميافزايد. در واقع آقايي با اين ناله فرهاد غزل را براي مخاطب زنده كرد. يعني داستان از روايت گذشته تبديل به شرح حالي در آن لحظه ميشد. جداي از اينكه نوايي دلنشين بود به مخاطب و به ويژه حضاري كه علاقه خاصي به پرويز مشكاتيان داشتند اين اجازه را ميداد كه با فرهاد اين غزل همنوا شوند و خود را هر چه بيشتر با راوي(بخوانيد خواننده) نزديك بدانند.به اين موضوع اضافه كنيد استايل نوازندگي بدون تكلف سيامك آقايي كه مخاطبش را با شور و شرر درونياش همراه ميكرد. اين مهمترين جنبه هنري اين اجرا بود.چهار: سالار عقيلي كه در انتخاب آهنگساز يا در واقع در پذيرفتن پيشنهاداتي كه به او داده ميشود وسواس خوبي دارد،با حضور در اين كنسرت يك گام بلند خوب براي كارنامه كاري خود رقم زد. سالار عقيلي جداي از اينكه در اين اجرا گرمتر ميخواند و آدم را ياد شيوه خوانندگي قدما مياندخت، رويه ديگري از توان خوانندگي خود را به نمايش گذاشت. سالار عقيلي چه در لحظاتي كه با نجوا و صدايي آرام و صميمي آواز ميخواند و چه در لحظات اوج در تلاش بود كه تجربه جديدي از آوازخواني خود به مخاطبش ارائه كند و تا حدود زيادي موفق هم بود.پنج: سنت سهنوازي در موسيقي سنتي كه سالهاست كسي سراغش نميرود، در اين اجرا نمود بديعي به خود گرفت عجبا كه هر بدعتي از دل سنتهايي كه به قول سيامك آقايي عزلي- ابدي هستند ميگذرد.