بهنام ابطحي يكي ديگر از هنرمنداني است كه در ماه اخير اولين كنسرت مستقلاش را اجرا كرد. بهنام البته با ديگران يك تفاوت اساسي داشت و آن اينكه برخلاف همه كساني كه در موج مجوز گرفتنهاي اخير، موفق به اجراي كنسرت شدند؛ بهنام قرار بود اين كنسرت را در روزهاي آخر خرداد و اول تير برگزار كند. اما كسي از ياد نبرده كه فضاي آن روزهاي تهران، كوچكترين سنخيتي با اجراي يك كنسرت موسيقي نداشت! به همين خاطر بود كه ابطحي مجبور شد كنسرت خود را پنج ماهي به تعويق بيندازد.
عبارت «كنسرت بزرگسال» كه در تبليغات اين برنامه به چشم ميخورد، صرفا يك عبارت كليشهاي و جواد (كه در اكثر پوسترها ديده ميشود) نبود! بلكه واقعا به محتواي كنسرت مربوط ميشد.
اين برنامه تشكيل شده بود از 12 قطعه بدون كلام كه هر يك به نام يكي از ماههاي سال و با حال و هواي همان ماه ساخته شده بود. بهنام ابطحي سعي كرده بود در آهنگسازي هر قطعه، حس و حال آن ماه را در نظر بگيرد و اين نكته در بيشتر قطعات مشهود بود. در قطعه ارديبهشت، بارش اركستر زهي، رگبارهاي بهاري را در ذهن تداعي ميكرد، تغيير مداوم ريتم و مدولاسيونهاي متعدد در قطعه خرداد، يادآور ناپايداري آب و هوا و شخصيت متولدين خرداد بود و آغاز تابستان و قطعه تير با ملودي گرم فلوت به خوبي حس تغيير فصل را به شنونده منتقل ميكرد. اين روند به همين شكل در طول كنسرت ادامه مييافت.
بهنام ابطحي براي اين اجرا يك اركستر بزرگ را ساماندهي كرده بود؛ اركستري متشكل از يك بخش زهي 25 نفره، يك بخش بادي 13 نفره و يك بخش سازهاي غربي كه به رهبري پاشايثربي كار خود را انجام ميدادند.
در اين اركستر بزرگ نوازندگان نامداري چون پدرام فريوسفي (مايستركنسرت)، رامين يوسفزماني (ويلن)، مونيكا لران (ويلن)، حسين ميرزايي (هورن)، حسين شريفي (ترومبون)، پدرام مرنديز (گيتار) و... حضور داشتند. به علاوه اعضاي گروه داركوب (كه بهنام ابطحي يك سال است به عنوان نوازنده درامز در اين گروه فعاليت ميكند)، نوازندگاني چون همايون نصيري (پركاشن)، اميد حاجيلي (ترومپت)، دارا دارايي (بيس) و مسعود همايوني (گيتار الكتريك). ضمن اينكه نوازندگي كيبورد را هم در اين اجرا امير ميلاد برعهده داشت كه به خاطر سن كم و قد و قواره كوچكش، ممكن است كسي تحويلش نگيرد. اما همه كساني كه كارش را ديدهاند، اعتقاد دارند كه استعداد بينظيري دارد. او را در چند Jam Session موقع نواختن كيبورد، بيس، درامز و... ديدهام و به نظر ميرسد ميتواند براي خودش نابغهاي باشد!
در ميان قطعات و در پايان كنسرت هم نوازندگان غربي دو بار به اجراي تكنوازي پرداختند كه اين دو قسمت از بهترين بخشهاي كنسرت بود و تشويق بياندازه مردم را به همراه داشت. در اين بداههنوازيها همايون نصيري، بهنام ابطحي، دارا دارايي و مسعود همايوني تواناييهاي تكنيكي خودشان را به نمايش گذاشتند. هرچند كه سولوهاي بهنام همچنان حرص آدم را در ميآورد و كساني كه يك بار يكي از آن سولوهاي شاهكار او را ديده باشند، ميدانند كه او در اين چند سال اخير سولويي به خوبي سولوهاي قديمياش نزده. هرچند كه در همين حد هم يك سر و گردن از اكثر درامرهاي ايران بالاتر است.
اين اجرا يك ميهمان ويژه و يك قطعه سورپرايز هم داشت. وقتي كه پس از قطعه آبان، گروه مكث كرد و يك دموي راك از قطعه «وايسا دنيا» نواخت تا رضا صادقي آرامآرام با همان عصاي معروفش به روي صحنه بيايد و ضمن تشكر از بهنام به خاطر اينكه او را به اين اجرا راه داده(!) قطعه «بيخداحافظ» از آلبوم «وايسا دنيا» را با حس تمام بخواند؛ قطعهاي كه ساخته خود بهنام است: «به همين سادگي رفتي/ بيخداحافظ عزيزم/ سهم تو شد روز تازه/ سهم من اشك كه بريزم...»
بزرگترين گاف اين كنسرت هم مجري قشنگش بود، يكي از اعضاي جوان خانواده ملكمطيعي كه با سوتيهايش اسباب تفريح مردم را فراهم كرده بود و آنقدر ماه و فصل را به جاي هم به كار برد كه غرغرهاي زيرلبي بهنام روي اسكرين سالن تابلو بود!